امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

به وبلاگ امیرعلی عزیز ما خوش آمدید

سالگرد ازدواج

همسر عزیزم  با وجود پر مهرت و نگاه گرمت دنیایی از پاکی و صفا برایم به ارمغان آوردی خوب من برای توصیف مهربانی‌هایت واژه‌ها یاری نمی‌ دهند ، چرا که تو خود قاموس مهربانی هستی و من خوشحالم که سالی دیگر بر عمر زندگی مشترکمان افزوده شد و خوشحال تر از آنم که خداوند متعال در این سالگرد ازدواج هدیه ای بسیار بسیار با ارزش برای ما مقدر ساخت وفرزندی از جنس نور را به ما هدیه داد .        
31 شهريور 1392

داستان ورود فرشته آسمونی به دل مامانش

عشق مامان اومدم بهت خوش آمد بگم که با خواست خدا و خیلی غیره منتظره پا گذاشتی تو دلم و زندگی شیرین من و بابایی رو شیرین تر کردی عزیزم میخوام داستان وردودت رو از اول برات تعریف کنم : در تاریخ ۲۳/۶/۹۲ ساعت۳۰ :۷ بعد ازظهر حالم خیلی بد بود و روی کاناپه دراز کشیدم و داشتم تخمه هندونه ای میخوردم و خیلی ضعف و سرگیجه داشتم بابا رامین اومد خونه و گفت رنگت خیلی پریده هیچ وقت اینطوری نبودی پاشو بریم دکتر من گفتم نمیخواد شاید بخاطر تخمه خوردن اینطوری شدم یه دفعه بابا رامین گفت یه حسی بهم میگه بارداری نکنه باردار باشی من گفتم نه امکان نداره بابا رامین گفت من الان میرم داروخانه و بی بی چک میخرم و میام بابایی رف...
25 شهريور 1392
1